درخواست مشاوره و ارسال سوال الو روانشناس در اینستاگرام الو روانشناس در تلگرام درخواست مشاوره و ارسال سوال الو روانشناس در اینستاگرام الو روانشناس در تلگرام

دنيا بر مدار بي خيالي

t.me/alo_ravanshenas_ir :تلگرام " اَلو روانشناس "
  • تاریخ ارسال : یکشنبه 04 آبان 1393
در ساعت تعطیلی توامان مدارس و ادارات که اتوبوس‌ها و واگن‌ها انباشته است از انبوه مسافران، ابتدا از باب خواهش و تمنا و بعد به مدد زور و فشار سوار اتوبوس می‌شوم.

جای سوزن انداختن نیست، مسافران فشرده در کنار هم ایستاده‌اند و از اتمسفر نفس‌های یکدیگر نهایت استفاده را می‌برند. بازار متلک‌های کلیشه‌ای و رایج هم داغ است؛ چسبیدن میله را به گرفتن حاجت حواله دادن و راننده را بشارت دادن که روی سقف هم می‌تواند مسافر سوار کند و از این دست مطایبه‌ها که البته نخ‌نما شده و لطف سابق را ندارد. در این میان، دختر جوانی را می‌بینم که خود را به دل جمعیت می‌زند و وارد قسمت خانم‌ها می‌شود، آن هم با یک لیوان بزرگ آب آلبالو در دست.

از این همه سرخوشی و دل گندگی تعجب می‌کنم که اگر راننده ترمز ناگهانی کند، سر تا پای بانوان محترمه و حتی آقایان هم یکسره قرمز خواهد شد از تراوشات آن همه آب آلبالو. در دلم دختر جوان را بابت این بی‌ملاحظگی ملامت می‌کنم و کارش را حتی به حساب خودخواهی و غریبه بودنش با فرهنگ شهرنشینی می‌گذارم، اما وقتی می‌بینم چطور راحت و بی‌خیال، فارغ از تمام اتفاقاتی که در اطرافش می‌گذارد با لذت تمام جرعه جرعه آب رنگین را مزه می‌کند و بعد، دانه به دانه آلبالوهای خیس خورده ته لیوان را بیرون می‌آورد و با حوصله می‌خورد و تازه، آخر سر انگشتانش را کودکانه می‌لیسد تا مبادا قطره‌ای از نوشیدنی مورد علاقه‌اش هدر برود، حسودی‌ام می‌شود به این حجم از فراغت و فراخ‌خیالی. گویی که دنیا برای او بر مدار بی‌خیالی و بی‌تفاوتی می‌چرخد. جالب آن که در تمام مدتی که حظ عالم را می‌برد با آن نوشیدنی ترشمزه، نه راننده ترمز آنچنانی می‌کند و نه مسافران تنه‌ای به او می‌زنند که عیشش کامل شود.

در کلانشهر تهران با این همه دغدغه و ازدحام و گرفتاری، بی‌خیالی خود نعمتی است که البته نصیب همگان نمی‌شود. دلخوشی‌های کوچک، زندگی را زیباتر می‌کند حتی در ابرشهر دودزده‌ای مانند پایتخت ایران که دل و دماغی برای ساکنانش باقی نگذاشته است به سبب کلکسیونی کامل از آلودگی و دویدن‌های بی‌پایان از برای غم نان. دلخوشی که می‌گویم همان لیوان بزرگ آب آلبالو می‌تواند باشد تا استکان چای قندپهلویی که در خانه انتظارت را می‌کشد یا ناهار فردا که می‌تواند یک ساندویچ ارزانقیمت فلافل باشد، اما با ترشی فراوان و سس انبه مخصوص. دختر جوان و امثال او در اصل یک فیلسوف‌اند، شاید خود بی‌خبر؛ فلاسفه‌ای که زندگی و نامرادی‌هایش را به هیچ انگاشته‌اند با دلخوشی‌های کوچک برآمده از دنیای پر از پاکی و بی‌غل و غش کودکی.